نمایش افسانه ماردوش
جمشید شاه پادشاه ایران که قدرت و شوکتی بسیار یافته ادعای خدایی کرده و مردم و لشکریان به این دلیل از او روی میگردانند. ضحاک در یمن کشور همسایه ایران، به یاری اهریمن، پدر را می کشد و پادشاه میشود. اهریمن در نقش آشپز ظاهر شده و برای او عذاهای خوشمزه می پزد و به عنوان هدیه شانه های ضحاک را می بوسد و غیب میشود. از شانه های ضحاک مارهایی می روید که تنها خوراکشان مغز سر ادمی است. ضحاک به ایران حمله می کند و پادشاه ایران میشود. فریدون پسری است که مخفیانه متولد و بزرگ شده، به یاری کاوه آهنگر بر ضحاک می شورند و ...